کنعان بیش از آنکه به عنوان دومین تجربه همکاری مانی حقیقی و اصغر فرهادی به شمار می رود، اولین فیلم مانی حقیقی است که بعد از دو فیلم کم دیده شده اش اکران عمومی تقریباً در سطح وسیع گرفته است. کنعان را بیش از آنکه بخواهیم با «چهارشنبه سوری» مقایسه اش کنیم – که مدام در قامت این مقایسه برآمده اند – فیلم بسیار مهمی است، حتی مهم تر از «چهارشنبه سوری». فیلم اصغر فرهادی که هنوز هم برایش از جشنواره های معتبر و غیرمعتبر جایزه می آورد وقتی به اکران رسید موجی از انتقادات مثبت را در پی داشت. فیلمی که هم مخاطب عام سینمارو را به خود جذب کرد و هم منتقدان سینما را. «چهار شنبه سوری» علی الظاهر فاکتورهای هر دو گروه را در خود داشت. سر و صدای چهارشنبه سوری در بین منتقدان وطنی بیشتر از آنکه دامن فرهادی را بگیرد، یقه حقیقی را گرفت که اتفاقاً برایش خوش یمن بود. امتیاز بالاتر نصیب مانی حقیقی شد که فیلمنامه را مشترکاً با اصغر فرهادی نوشته بود. ماجرا به کنعان رسید. اولین فیلم مانی حقیقی – با تهیه کننده یی شناخته شده که قرار به اکران عمومی اش بود – در جشنواره فیلم فجر اکران موفقی داشت، تماشاگران از فیلم استقبال کردند و همه چیز در مسیر خوشبختی فیلم قرار گرفت. البته روی خوش رسانه ها و منتقدان به فیلم و صدالبته خود مانی حقیقی هم تاثیر کمی نداشت.
به هر صورت کنعان بعد از دو فیلم آبادان و کارگران مشغول کارند سومین و متفاوت ترین فیلم مانی حقیقی به شمار می رود. آبادان و کارگران مشغول کارند هیچ گاه اقبال مناسبی نیافتند. اقبال از این منظر که نتوانستند در ایران اکران شوند ولی برای مانی حقیقی فیلم های مهم تری هستند، هم از این لحاظ که او در مصاحبه هایش هم اعلام کرده آنها را بیشتر دوست دارد و هم اینکه تولید این گونه آثار سینمایی در سینمای ما بودنش به هر شکل، بهتر از نبود آن است.
دو فیلم قبلی حقیقی وارد جریان مغضوب سینمای رسمی شد. همان جریانی که عباس کیارستمی و فیلم هایش خیلی سال است که آنجاست. جریان سینمایی مانی حقیقی هم اتفاقاً شباهت بسیار زیادی به سینمای عباس کیارستمی دارد. به خصوص در «کارگران مشغول کارند» که اتفاقاً بر اساس طرحی از استاد است.
اما حقیقی در فیلم جدید خود اگرچه خود را تغییر نداده اما در حرکت خود تغییری اساسی ایجاد کرده است. کنعان بی شک فیلمی است که اگر کسی غیر از مانی حقیقی آن را می ساخت تبدیل می شد به فیلمی بسیار معمولی و پیش پا افتاده.
کنعان را بیش از آنکه بخواهیم با «چهارشنبه سوری» مقایسه اش کنیم – که مدام در قامت این مقایسه برآمده اند – فیلم بسیار مهمی است، حتی مهم تر از «چهارشنبه سوری»..
«کنعان» داستان بسیار ساده یی دارد، بسیار ساده و قابل لمس. داستان زن و شوهری که بعد از ۱۰ سال زندگی مشترک به خاطر مسائلی در حال متارکه هستند. مرد برای بقای زندگی مشترکش مدام پافشاری می کند و زن بالعکس. از طرفی شخصیت اول فیلم هم زن است و هم اینکه تا حدودی می توان حق را به او داد. پس کنعان مستعد است فیلمی شود که با شعار برابری زن و مرد ساخته شود و کارگردانش برای خود علم دفاع از حقوق زن بردارد و البته اگر کمدی نباشد و سوپراستار نداشته باشد اصلاً دیده نشود. اما چرا کنعان فیلم بسیار موفقی است و چرا کنعان هیچ گاه به ورطه ابتذال و شعار و سطحی نگری دچار نمی شود؟
کنعان فیلم هوشمندانه یی است. تمام لحظات فیلم همچون یک پازل، دقیق و مرتب در کنار هم قرار گرفته است . هیچ نکته یی در فیلم مبهم باقی نمی ماند و جواب همه سوال ها در فیلم وجود دارد.
موفقیت کنعان از فیلمنامه آن شروع می شود. فیلمنامه یی دقیق و بسیار سالم. داستان به بهترین و سالم ترین شکل ممکن روایت می شود، اگر خرده روایتی در فیلم وجود دارد کاملاً مرتبط به روایت اصلی فیلم است. داستان همزمان با چهار شخصیت پیش می رود و شخصیت دیگری وارد این مربع نمی شود. مرتضی، مینا، علی و آذر مربعی کامل تشکیل می دهند. مرتضی و مینا، استاد و شاگرد سال های قبل هستند، حالا ۱۰ سال از ازدواج عاشقانه آنها می گذرد. علی همکلاسی و دوست مینا بوده و حالا تنها کسی است که انگار مینا به او اعتماد دارد. آذر خواهر مینا است که بعد از سال ها زندگی خارج از ایران، بعد از مرگ پسرش ناگهان به ایران بازگشته و قصد دارد بماند.
مینا بعد از ۱۰ سال زندگی مشترک با مرتضی استاد سابق خود تصمیم به طلاق گرفته است. او احساس می کند که زندگی روزمره او بسیار کشنده است و می خواهد برای ادامه تحصیل به یک دانشگاه معتبر در خارج از ایران برود. اما مرتضی به شدت با تصمیم مینا مخالف است. فیلم با این گره آغاز می شود. شروع داستان همراه با یک بحران است. ماجرا هر چه جلوتر می رود بحران بیشتر می شود. مادر مرتضی بیمار است، او با شنیدن ماجرای طلاق پسرش حالش رو به وخامت رفته، به همین خاطر مرتضی تصمیم می گیرد به همراه مینا به شمال برود تا مادرش با دیدن آن دو در کنار هم، خیال کند که ماجرای جدایی آنها واقعیت ندارد. خواهر مینا هم بعد از سال ها به ایران بازگشته است. او سال های بسیار سختی را پشت سر گذاشته، پدر، مادر و پسرش را که در کنارش بودند، از دست داده است. شوهرش او را رها کرده و او وضعیت روحی مناسبی ندارد. در این وضعیت نابهنجار زندگی مرتضی و مینا حضور آذر اتفاق نامناسبی است. با ورود آذر بحران بیشتر می شود. حامله شدن مینا باعث می شود روند طلاق با مشکل مواجه شود و او قصد دارد بچه را سقط کند. اینجاست که ضلع خالی داستان وارد می شود. مرتضی برای اینکه بحران را از بین ببرد علی را واسطه می کند. علی شخصیتی خاص و منحصر به فرد دارد. او زندگی بسیار ساده یی (برعکس مرتضی و مینا) دارد. هر از چندی غیب و ناگهان پیدا می شود. بیشتر عمرش در سفر است. استاد از شاگرد سابق که دوست او هم به شمار می رود می خواهد به عنوان تنها کسی که شاید مینا به حرفش گوش دهد وارد ماجرا شود و بحران را از بین ببرد. علی اما سعی می کند خود را وارد این ماجرا نکند.
تمام این ماجرا و ورود شخصیت ها در فصل اول فیلم اتفاق می افتد. زمان زیادی صرف نمی شود تا هر چهار شخصیت اصلی فیلم که روابطشان به شدت در هم تنیده شده است وارد داستان شوند.
نقطه قوت فیلمنامه هم در همین مساله است. کنعان هیچ وقتی از مخاطب تلف نمی کند تا شخصیت ها را به زور به آنها معرفی کند. هیچ زوری نمی زند تا داستان های کوچک و شخصیت ها را به هم ربط بدهد. همه چیز خیلی راحت و ملموس پیش می رود تا داستان های آدم ها به هم برخورد کند و بحران به انجام و سرانجام برسد. با برخورد آدم ها و داستان هایشان است که در فیلم گذشته هر کدام از اضلاع این مربع مشخص می شود. وقتی آذر و علی همدیگر را ملاقات می کنند و بر اثر یک اتفاق همسفر شدن در سفری پیش پا افتاده است که داستان عاشقانه قدیمی علی و مینا مشخص می شود، داستان سال های پر از مصیبت مینا و آذر روایت می شود و مرتضی که پسری است شهرستانی و بسیار موفق که توانسته در بهترین دانشگاه های جهان درس بخواند و اینکه او مردی که حالا می بینیم، نبوده است.
کنعان» فیلم استاندارد گیشه است؛ فیلمی که کارگردانی فوق العاده یی دارد، به همراه فیلمنامه یی بی نقص. حضور ستارگان سینما هم در فیلم به بهترین شکل انجام گرفته است اما مانی حقیقی پیش از این خودش را متعلق به سینمای جریان آزاد معرفی کرده بود.
فیلم با اینکه در ظاهر داستان بسیار ساده یی دارد اما در باطن دارای پیچیدگی ها و داستان های کوچک فراوان است. اما چون این داستانک ها به راحتی و به درستی روایت می شود و به اصطلاح گل درشت نیست، ظاهراً ساده می نماید.
وقتی که بحران در اواسط فیلم به اوج می رسد، یک راه ساده برای خروج از بحران وجود دارد، خارج شدن شخصیت ها از وضعیت فعلی. در کنعان وقتی به اوج بحران می رسیم شاهد دو سفر هستیم. سفر مرتضی و مینا به شمال برای عیادت از مادر مرتضی و سفر علی و آذر در تهران برای اینکه آذر گذشته اش را مرور کند و اینکه علی خانه یی برای خواهرش پیدا کند.
در هر دو سفر اتفاقاتی برای مسافران پیش می آید. مرتضی و مینا به محض رسیدن به شمال با مرگ مادر مواجه می شوند. آذر هم با برخورد سرد بازماندگان گذشته اش مواجه می شود. این اتفاقات است که باعث می شود سفر ماجرا را عوض کند. سفر انتخاب هوشمندانه فیلمنامه نویسان «کنعان» است. عموماً سفر در ادبیات چنین کارکردی دارد. در سفر اتفاقات مهمی برای شخصیت داستان رخ می دهد و این سفر است که مسیر آینده هر شخصیت را تعیین می کند.
دیالوگ مهم مرتضی به علی را در رستوران به یاد بیاورید. مرتضی می خواهد با مینا به سفر برود که بتواند چند ساعتی را با مینا تنها باشد تا بتواند دوباره مثل قبل با او حرف بزند. مرتضی همه راه ها را برای اینکه بتواند مینا را متقاعد به ماندن کند امتحان کرده است. سفر به شمال به نیت ملاقات مادرش تنها راهی است که برای او باقی مانده. سفر مرتضی و مینا ناخواسته باعث می شود علی و آذر که هر دو سابقه شکست روحی بزرگی را در زندگی داشته اند به هم نزدیک شوند. اشتراک هر دو در غم بزرگ پنهانی شان باعث می شود خیلی زود رابطه بسیار صمیمانه یی بین شان ایجاد شود. زیبایی دو سفر در فیلم این است که هر دو با هم متفاوتند. سفر مرتضی و مینا پر از اندوه و نگرانی است در حالی که سفر علی و آذر فضایی بسیار دوستانه است. خیلی زود با هم احساس صمیمیت می کنند. شاید بهترین لحظه یی که شکل رابطه ایجاد شده بین علی و آذر را نشان بدهد آن جایی است که آذر وقتی می فهمد آن خانه یی که مینا همراه او به آنجا رفته خانه علی است، با عصبانیت از ماشین علی پیاده می شود و بعد که مینا با نگرانی به خانه می آید، آذر را در حال آرایش کردن می بیند.
سفر به عنوان آخرین راه حل برون رفت از بحران در کنعان، بهترین راه حل است؛ شیوه یی که باعث نمی شود کنعان فیلم احمقانه یی باشد. بعد از سفر است که بحران به اوج رسیده به پایان می رسد و پایان فیلم نوید زندگی تازه یی را می دهد یعنی اینکه سفر کارکرد درست خود را در فیلم و داستان آن داشته است. ماجرا تغییر می کند، شخصیت ها دچار تحول می شوند و سیستم داستانی که در کل ماجرا میل به آرامش داشت به آرامش می رسد.
نکته دیگر در کنعان این است که اتفاقات و سوال ها به ساده ترین شکل در خود به جواب می رسند. ابهامات و اتفاقات دو پهلوی فیلم قبل یا بعد از خود اتفاق جوابی دارند. مخاطب می تواند با دوباره کنار هم چیدن پازل ها به جواب برسد. عمدتاً در بحث هایی که بعد از اکران فیلم می شود به نکته یی اشاره شده که تقریباً غیرمنطقی به حساب می آید. بحث غیرمنطقی این است که به خیلی از مسائل فیلم شکلی کاملاً مبهم می دهد. مهم ترین مساله نیز حاملگی مینا است و اینکه پایان فیلم همراه با ابهام است. اتفاقاً به نظر من به هر مساله مبهمی در فیلم در خود فیلم پاسخ داده شده است. مینا در دیدار با وکیل خود به این سوال جواب می دهد. وکیل از او می پرسد چرا در این وضعیت حامله شده و مینا می گوید دلش به حال مرتضی سوخته است. پایان فیلم که تقریباً واضح است، مینا تصمیم می گیرد همراه مرتضی بماند. رابطه عاشقانه علی و آذر هم کاملاً شکل گرفته است. قدرت و قوت فیلم کنعان در همین نکته است که هیچ نقطه کوری در آن وجود ندارد.
به هر شکل «کنعان» فیلم بسیار مهمی در سال های اخیر سینمای ایران است؛ فیلمی است که می توان به عنوان یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین فیلم های دهه ۸۰ سینمای ایران از آن یاد کرد. فیلمی آنقدر مهم در بدنه سینمای ایران که اگر در اوایل سال های دهه ۸۰ ساخته می شد می توانست الگوی مناسبی برای تولیدات دیگر قرار گیرد. البته تولیدات رسمی و بدنه سینمای ایران که قصد دارند فیلم های خوبی باشند و هم گیشه خوبی برای تهیه کنندگان آن داشته باشند.
«کنعان» فیلم استاندارد گیشه است؛ فیلمی که کارگردانی فوق العاده یی دارد، به همراه فیلمنامه یی بی نقص. حضور ستارگان سینما هم در فیلم به بهترین شکل انجام گرفته است اما مانی حقیقی پیش از این خودش را متعلق به سینمای جریان آزاد معرفی کرده بود. تکرار چنین موفقیتی برای حقیقی در جریانی که به آن تعلق دارد می تواند نوید آن را بدهد که دوباره بزرگی مثل کیارستمی در سینمایمان داشته باشیم.
منبع : اعتماد

40 سال قبل در چنین زمانی نیل ارمسترانگ، نخستین انسانی بود که روی ماه قدم گذاشت اما بیش از یکصد سال قبل از او افرادی بودند که در فیلمها و داستانهایشان تصور چنین سفری را داشتند.
آنها در کشتیهای فضایی و ارابههای بالدار و راکتهایی که از توپهای بزرگ شلیک میشدند به فضا میرفتند و در آنجا با غولها، نازیها یا انسانهای حشرهنما روبهرو میشدند.
گرچه اکثر داستانهایی که قبل از سفر سال ۱۹۶۹ انسان به ماه مطرح شده بودند اکثر مسخره و بیمعنا بودند اما فردریک اوردوی، یکی از محققان اسبق ناسا خاطرنشان میکند که آنها در شکلگیری تلاشهای دانشمندانی که قصد فرستادن انسان به ماه را داشتند نقش کلیدی ایفا میکردند. اوردوی در ادامه میگوید: همه آنها خوانندگان کتابهای اچ جی ولز و ژول ورن بودند و کتابهای علمی تخیلی دیگر، همیشه برای ما جذاب بود.
اوردوی که در منهتن به دنیا آمده و بزرگ شده است از اوایل دهه ۱۹۳۰ شروع به خواندن کتابها و مجلات علمی تخیلی کرد و او این اواخر ۹۰۰ مجله را به کتابخانه دانشگاه هاروارد هدیه کرد.
در دهه ۱۹۴۰ او یکی از اعضای انجمن راکت آمریکا بود که در زمینه ساخت و آزمایش راکتها در شهرهای مختلف این کشور بهویژه نیویورک و نیوجرسی فعالیت داشت. او پس از فارغالتحصیل شدن از هاروارد در سال ۱۹۴۹ کار روی موشکهایی با موتورهای x1 وx15 را آغاز کرد و پس از آن همراه با دانشمندی چون ورنر فون براون در آژانس موشکهای بالستیک ارتش همکاری میکرد و پس از آن به مرکز پروازهای فضایی ناسا منتقل شد.
اوردوی که در منهتن به دنیا آمده و بزرگ شده است از اوایل دهه ۱۹۳۰ شروع به خواندن کتابها و مجلات علمی تخیلی کرد و او این اواخر ۹۰۰ مجله را به کتابخانه دانشگاه هاروارد هدیه کرد. در سال ۱۹۶۵ ارتور سی کلارک به استنلی کوبریک پیشنهاد داد که از اوردوی بهعنوان دانشمند مشاور در ساخت فیلم ادیسه فضایی ۲۰۰۱ استفاده کند. اوردوی همچنین بیش از ۱۰کتاب در مورد پروازهای فضایی نوشته است.
به گفته اوردوی مسافرت به ماه نخستین بار در تاریخ بشری در کتابی از لوسین ساموساتا در قرن دوم بعد از میلاد مطرح شده است. او در کتابش از سفر به ماه در کشتی فضایی میگوید که انرژیاش را از یک فواره عظیم به دست میآورد و در آنجا او با انسانهایی آشنا میشود که با ساکنان خورشید در جنگ هستند.
در قرن شانزدهم در شعری حماسی از اورلاندو فیوریوسو از ماه بهعنوان مخزن تمامی چیزهای که روی زمین ناپدید شده است یاد میکند و شوالیهای به نام آستولفو، مسئول انتقال این اقلام گم شده با استفاده از ارابهای است که با ۴ اسب جادویی کشیده میشود.
در قرن هفدهم با اختراع تلسکوپ به بسیاری از شبهاتی که در مورد ماه وجود داشت پاسخ داده شد و حتی در همان دوران رقابتهای فضایی آغاز شد و حداقل در یکی از روزنامهها مدرکی وجود دارد که حاکی از تلاش یکی از میهنپرستان انگلیسی برای افزودن ماه به مستعمرات انگلستان قبل از اقدام سایر کشورهاست. در همان دوران در سال ۱۶۳۴ یکی از منجمان به نام یوهاسن کپلر یافتههایش درباره ماه را بهصورت داستانی تخیلی نگاشت.
در این داستان که «رؤیا» نام دارد مرد جوانی توسط اهریمنها به ماه برده میشود ولی جالب استکه توصیفهای کپلر از سطح ماه تا حد زیادی با حقیقت سازگار است؛ هر چند که مارهای عظیمالجثه یا سایر موجودات در ماه حضور ندارند. در یکی دیگر از کتابهای پرفروش قرن هفدهم به نام «مردی در ماه» کشیشی به نام دومینگو گونزالس به ماه سفر میکند و در آنجا با نسخه دیگری از زمین مواجه میشود که توسط غولها اداره میشود.
در ادامه سیرانو دوبرژاک، نویسنده فرانسوی در نوشته هجو گونهاش به نام سفرهایی به ماه و خورشید تلاش میکند تا به ماه برسد اما در نخستین سفر تنها میتواند تا کانادا برود و در تلاشهای بعدی با راکتی به ماه میرود و البته این از معدود دفعاتی است که یکی از نویسندگان قبل از قرن بیستم به سفر با راکت به ماه اشاره میکند.
در قرن هجدهم فرد دیگری در آلمان به نام بارون هیرونیموس کارل فردریش فون مونچهاوزن داستانهایی را درباره سفر تخیلی به ماه مینویسد. او در واقع ناچار به انجام چنین سفرهایی شده است و یک بار با استفاده از ساقه عظیمالجثه لوبیا و بار دیگر همچون لوسیان با استفاده از کشتی فضایی که با نیروی آب کار میکند به فضا میرود. او در آنجا با پادشاهی مواجه میشود که سرش قابل جداشدن از تنهاش است و در فیلم تری گیلیام به نام ماجراهای بارون مونچهاوزن با بازی رابین ویلیامز به تصویر کشیده شده است.
اما از زمانی که ارمسترانگ روی ماه قدم گذاشت تئوری توطئه کل این ماجرا را زیر سؤال برد و البته این نخستین بار نبود که تئوری توطئه در مورد سفر به ماه شنیده میشد. در کتاب جدید ماه و خورشید متیو گوردون اشاره دارد که نخستین سفر تقلبی به ماه در تابستان ۱۸۳۵ در نشریه نیویورک سان رخ داد.
در این روزنامه در آن دوران مجموعه مقالاتی منتشر شد که در آن به خاطرات فضانوردی به نام جان هرشل اشاره شده بود که با تلسکوپ بزرگش میتوانست تصاویری از بزهای تک شاخ و انسانهای خفاشنما را ببیند. نویسنده این مطالب روزنامهنگاری به نام ریچارد آدامز لاک بود که با مهارت هر چه تمامتر واقعیت و تخیل را با هم آمیخته بود که هر خوانندهای را جذب میکرد. اما هرشل واقعی که در آفریقای جنوبی زندگی میکرد بخشی از این سیستم نبود.
گرچه اکثر داستانهایی که قبل از سفر سال ۱۹۶۹ انسان به ماه مطرح شده بودند اکثر مسخره و بیمعنا بودند اما فردریک اوردوی، یکی از محققان اسبق ناسا خاطرنشان میکند که آنها در شکلگیری تلاشهای دانشمندانی که قصد فرستادن انسان به ماه را داشتند نقش کلیدی ایفا میکردند.یکی از خوانندگان پروپاقرص نوشتههای لاک، ادگار آلنپو بود که در همان تابستان سفر خیالی دیگری به ماه را تحت عنوان ماجراهای ناهمخوان هانس فال منتشر کرده بود اما هرگز به اندازه نوشتههای لاک خواننده نداشت.
در اواخر قرن نوزدهم سفرهای خیالی به ماه تا حدی شبیه به یکی از ژانرهای ادبی رایج در آمریکا و انگلستان شده بود. در کتاب از ماه تا زمین نوشته ژولورن در سال ۱۸۶۵، ۳ماجراجو با استفاده از توپخانه بزرگی به ماه سفر میکنند و در دنباله آن به نام به دور ماه در مدار ماه قرار میگیرند و به زمین بازمیگردند.
اما سینما نیز از همان روزهای نخستین پیدایش تحتتأثیر این موضوع بود. فیلم کوتاه سفر به ماه از ژرژ ملیس که اقتباسی کمدی از کتاب ژولورن است داستان سفر به ماه و رویارویی تعدادی ماجراجو با موجودات ساکن آنجا را به تصویر میکشد و البته فیلم از زمین تا ماه با بازی جوزف کاتن (۱۹۵۸) اقتباس دیگری از کتاب ژولورن است.
یکی دیگر از کتابهای مشهور در این زمینه از هربرت جوج ولز، نویسنده علمی تخیلی است که در سال ۱۹۰۱ کتاب نخستین انسانها در ماه از او منتشر شد. قهرمانان کتاب ولز در ماه با انسانهای حشرهنما مواجه میشوند و ری هری هاوزن، انیماتور استاد استاپموشن در سال ۱۹۶۴ اقتباسی از این کتاب انجام داد. ولز در فعالیت سینمایی جدیاش در سال ۱۹۳۶ فیلمنامه اتفاقاتی در راه را نوشت که نگاهی به تلاش بشر برای حضور در مدار ماه در سال ۲۰۳۶ داشت و پرواز این سفینه با استفاده از یک سلاح فضایی یادآور کتاب ژولورن بود.
با فرا رسیدن قرن بیستم فکر تسخیر ماه بیش از هر زمان دیگری ذهن بشر را بهخود مشغول کرد و هرمان اوبرت، طراح موشک در سال ۱۹۲۴ مشاور فنی فریتز لانگ برای ارائه توصیههای فنی در فیلم زنی روی ماه بود تا این فیلم قابلقبولتر از سایر آثار مشابهش باشد.
اما بهترین فیلم فضایی تمام دوران بیشک ادیسه فضایی ۲۰۰۱ است که در بهار ۱۹۶۸ و تقریبا یک سال و چندماه قبل از حضور ارمسترانگ روی ماه ساخته شد و با توجه به توصیههای فنی اوردوی دقیقترین فیلم تا پیش از حضور بشر بر ماه بود.
کپی برداری تمام و یا بخشی از محتوای سایت بدون ذکر نام منبع، ممنوع است
تبلیغات