اخبار و گزارش | بیماری داستان قرآن مقاله

» اخبار و گزارش

فریدون مشیری به‌روایت دیگران

  • تعداد بازديد:
  • دسته: اخبار و گزارش
  • تاريخ: ۳۰ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش

فریدون مشیری شاعری که هیچ‌گاه صف خود را عوض نکرد

  

سی‌ام شهریورماه ـ زادروز فریدون مشیری بود.

به گزارش خبرنگار ایسنا، به گفته‌ی برخی پژوهشگران ادبی، فریدون مشیری از جمله شاعرانی بوده است که هم در پاره‌ای موارد توجه شعرشناسان را به خود جلب کرده است و هم توجه‌ عامه‌ی مردم را.

عبدالحسین زرین‌کوبپس از مطالعه‌ی دیوان شعرهای این شاعر، او را شاعری نوپرداز با اندیشه‌ها و آفرینش‌های نوی معرفی می‌کند که نوپردازی‌اش ناشی از ناآشنایی‌اش با سنت‌های شعر فارسی نیست.

زبان شعرش هم بی‌آن‌که بازاری باشد، ساده است و در عین سادگی به نحو مرموزی فاخر و متعالی.

این استاد ادبیات فارسی به این موضوع هم اشاره داشته است که واژگان به‌کاررفته در شعر او با آن‌که گه‌گاه از تازگی و سادگی تلألو دارد، اما زبان اهل کوچه نیست، چنان‌که ترکیباتش هم از تأثیر ژورنالیسم بی‌بندوبار عصر برکنار است.

محمدرضا شفیعی کدکنی نیز زمانی گفت که شاعران در برابرش در چند صف قرار می‌گیرند. او فریدون مشیری را در صف شاعرانی قرار داد که با آن‌ها گریسته است. مثل گلچین گیلانی، شهریار، ابوالقاسم لاهوتی و تعدادی دیگر؛ شاعرانی که مستقیما با عواطف آدمی سروکار دارند.

بنا به گفته‌ی شاعر «هزاره‌ی دوم آهوی کوهی‌»، مشیری در همه‌ی ادوار عمر شاعری‌اش در همین صف ایستاده و هرگز نخواسته که صف خود را عوض کند.

شفیعی کدکنی این مسأله را که شعر مشیری با گذشت زمان افت نکرده و در دوره‌ی پس از ۵۷ تنوع و جلوه‌ی بهتری یافته است، از امتیازات دیگر شعر این شاعر نسبت به دیگر شاعران معاصر دانسته است.

غلامحسین یوسفیهم با اشاره به شعر «امیرکبیر» مشیری، آن‌را شعری گرم، پرتپش و دل‌پذیر که زبانی بلیغ دارد، عنوان کرده است.

محمدامین ریاحی نیز عقیده‌اش این است که فریدون مشیری زبان طبیعت را خوب می‌داند و پیام مهر مظاهر طبیعت را می‌گیرد و آن‌را به لطیف‌ترین زبان به گوش آدمیان می‌رساند.

او شعر «کوچه» را نمونه‌ی سادگی و دلاویزی سخن این شاعر می‌بیند و می‌گوید که لطیف‌ترین شعر عاشقانه‌ی عصر ما شناخته شده و در حافظه‌ی بسیاری کسان جای گرفته است.

اما عقیده‌یسیمین بهبهانیهم این بوده که در شعر فریدون مشیری هیچ مضمونی غریب و دور از دسترس نیست و هرچه را به شعر می‌کشد، همان است که به سادگی می‌بیند.

او با نگاهی به شعر «ماه وسنگ» بیان می‌کند که مشیری به نوعی مضمون‌ساز است، یعنی ازپیش‌اندیشیده مطلب را به نظم می‌کشد. زبان شعرش بسیار ساده است. شاعری که هیچ‌گاه نسبت به جریان‌های روزگار خویش بی‌طرف نمانده، بویژه ستم‌هایی که در طول دوران‌های مختلف بر جهان سوم رفته است.

منصور اوجی هم زمانی که مشیری دبیر صفحه‌ی شعر مجله‌ی «روشنفکر» بوده، و اولین شعر او را با نام «مرد برتر» در این نشریه به چاپ می‌رساند، می‌گوید که او برای دلش و برای مردمش شعر می‌گفته است و «شعر چیزی است شبیه گرگ» را به او تقدیم می‌کند.

همچنینیدالله مفتون امینیبه مجموعه‌ی «تشنه‌ی طوفان» مشیری اشاره دارد که به عقیده‌اش، لحنی ساده و صدیقانه دارد و تعدد چاپ کتاب و تنوع شعری این شاعر را به عنوان عاملی برای موفقیت برشمرده است و از او به عنوان شاعری مردم‌پسند‌ یاد می‌کند.

بهاءالدین خرمشاهینیز آورده است که او با پنج دهه شعر و شاعری ‌از جرگه‌ی ‌سایه، نادر نادرپور، فریدون توللی، مهدی اخوان ‌ثالث و شهریار است؛ خنیاگران تغزل اجتماعی. او شاعر فریادهای در گلو شکسته است. کوله‌بار شعرش آکنده از میراث تجربه‌های تاریخ ۶۰ساله‌ی این دیار است. شاعر امید و نومیدی، شکست ۲۸ مرداد ۳۲ و پیروزی بهمن ۵۷٫

وفرخ تمیمی هم معتقد بود که مشیری در دو نسل هواخواهان فراوان دارد. تجدید چاپ کتاب‌هایش چنین حکم می‌کند. برای شناخت مشیری گفته‌ها و احساساتش را درباره‌ی زندگی و عشق و مرگ مطالعه کنیم؛ این سه مسأله در شعر مشیری مقوله‌های جداگانه‌ای نیستند و شاعر با آن‌ها در کشاکش است. در شعر عاشقانه‌ی او برخلاف نصرت رحمانی و نادر نادرپور حجب و حیا غالب است.

محمدرضا شجریانهم که اولین‌بار او را در راهرو رادیو هنگام تمرین یک تصنیف با سایه می‌بیند، می‌گوید که فریدون خودش از شعرهایش لطیف‌تر و ظریف‌تر است. در گفتارش صمیمیت و نرمی و گرمی است.

به گزارش ایسنا، فریدون مشیری ۳۰ شهریورماه سال ۱۳۰۵ در تهران به دنیا آمد. بخشی از دوره‌ی ابتدایی و متوسطه را در مشهد گذراند. سپس به تهران آمد و به خدمت وزارت پست و تلگراف درآمد. با چند مجله هفتگی ازجمله «روشنفکر» همکاری کرد و متصدی بخش ادبی این مجله بود. او دوره‌ی روزنامه‌نگاری دانشکده‌ی ادبیات دانشگاه تهران را هم به پایان رساند. این شاعر سوم آبان سال ۱۳۷۹ در سن ۷۴ سالگی درگذشت.

همچنین چندی پیش شعرهای منتشرنشده‌ی مشیری، شش سال پس از درگذشتش به‌چاپ رسیدند. این شعرها در دو مجموعه با نام‌های «نوایی هم‌آهنگ باران» و «از دریچه‌ی ماه» که هرکدام ۶۶ شعر را دربر می‌گیرند، منتشر شده‌اند.

ترجمه‌ی هشت دفتر از “بازتاب نفس صبحدمان” این شاعر شامل “تشنه‌ی توفان”، “گناه دریا”،‌ “ابر و کوچه”، “بهار را باور کن”، “از خاموشی”، “ریشه در خاک” و “مروارید مهر” هم توسط مهدی افشار به پایان رسیده و به ناشر سپرده شده است.

پی‌نوشت:

در نگارش این مطلب از «به نرمی باران» ـ جشن‌نامه‌ی فریدون مشیری ـ به‌کوشش علی دهباشی استفاده شده است.

لینک :

 زندگی نامه فریدون مشیری 

 سالروز تولد فریدون مشیری 

ادامــه مـطـلـب

تکذیب همکاری موریکونه با پروژه «فرزند صبح» سیاسی است

  • تعداد بازديد:
  • دسته: اخبار و گزارش
  • تاريخ: ۳۰ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش

تکذیب همکاری موریکونه با پروژه «فرزند صبح» سیاسی است
محمدرضا شرف‌الدین

شرف الدین در گفت‌وگو با فارس:
تکذیب همکاری موریکونه با پروژه «فرزند صبح» سیاسی است

ادامــه مـطـلـب

تابلوهای «غدیر» و «کوثر» فرشچیان رونمایی شد

  • تعداد بازديد:
  • دسته: اخبار و گزارش
  • تاريخ: ۳۰ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش

تابلوهای «غدیر» و «کوثر» فرشچیان رونمایی شد
تابلو غدیر

دو تابلو «غدیر» و «کوثر» تازه‌ترین آثار محمود فرشچیان در موزه اختصاصی این هنرمند واقع در کاخ موزه سعدآباد رونمایی شد.
عصر روز گذشته این دو تابلو با حضور محمود فرشچیان و محمدحسین ایمانی‌خوشخو معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رونمایی شد.

ادامــه مـطـلـب
برچسب :

کاروان موسیقی ایران در راه «قونیه»

  • تعداد بازديد:
  • دسته: اخبار و گزارش
  • تاريخ: ۳۰ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش

کاروان موسیقی ایران در راه «قونیه»
شهرام ناظری

در مراسم تجلیل از شهرام ناظری درخانه موسیقی عنوان شد

ادامــه مـطـلـب

سینمای دفاع مقدس؛ سنگر و قمقمه‌های خالی

  • تعداد بازديد:
  • دسته: اخبار و گزارش
  • تاريخ: ۳۰ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش

سینمای دفاع مقدس؛ سنگر و قمقمه‌های خالی

کامبیز دیرباز ، ارژنگ امیر فضلی ، اکبر عبدی و ...
با وجود گذشت ۳دهه از حماسه دفاع مقدس، سینمای جنگ ایران، با وجود فیلم‌های قابل‌قبولی که در این سال‌ها ساخته شده، نتوانسته چنان که باید تاثیر‌گذار باشد.
فیلم جنگی در همه این سال‌ها تولید شده ولی در چرخه اکران معمولا جایگاه مناسبی نیافته است؛ ضمن اینکه محصولات این سینما، دچار نوعی یکنواختی شده‌اند و به‌نظر می‌رسد که سازندگان برخی از فیلم‌های دفاع مقدس، همچنان در مدار کلیشه‌ها حرکت می‌کنند. با گذشت ۳۰ سال، سینمای دفاع مقدس نیازمند رویکردی تازه است؛ رویکردی که البته همسان با ارزش‌های حماسه ۸ سال دفاع مقدس باشد.

ادامــه مـطـلـب

” کبوتر و قلب سنگی “

  • تعداد بازديد:
  • دسته: اخبار و گزارش
  • تاريخ: ۲۹ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش

نگاهی به رمان ” کبوتر و قلب سنگی “

گفتن و نوشتن از جنگ در همه سرزمین هایی که خواسته یا ناخواسته با این پدیده مواجه می شوند عموما با پایان جنگ اوج می گیرد ، خاصه در حوزه هنر و ادبیات که در مقاطع مختلف تاریخی،فکری و فرهنگی ملتها رسالت عظیم فرهنگ سازی را بر دوش دارد .

به عقیده تحلیلگر ادبی مهر، در کشور ما نیز با فرونشستن شعله های آتش جنگ ، ادبیات پایداری بروز و ظهور یافت، هرچند در سالهای دفاع مقدس نیز تالیف و انتشار آثاری در حوزه ادبیات پایداری نمود قابل توجهی درجامعه ادبی داشت ، به طوری که بسیاری از اشعار و داستانها در متن جنگ متولد شدند و مقطعی از ادبیات و هنر این سرزمین را رقم زدند که عمده آنها ” ادبیات حماسی ” است . آنچه می خوانید نگاهی گذرا به رمان ” کبوتر و قلب سنگی ” اثر رضا رئیسی است ، اثری ادبی که در سالهای پس از پایان جنگ ، به نگارش درآمده و انتشار یافته است .

خلاصه داستان

حمید جوانی بیست و چهارساله با وجود کیلومترها فاصله از خرمشهر از جمع چند نفره خانوادگی اش جدا می شود و اصرار و التماس نزدیکان برای انصراف وی از این تصمیم – به ظاهر نابخردانه – راه به جایی نمی برد، سر او پر است از هوای شهر؛ کبوترهایش را بهانه کرده و اینکه در کنج قفسی در خانه زندانی اند … ، وعده می کند به مجرد اینکه در قفس پرندگان را باز کند ، برگردد کنار فروغ همسرش و بقیه : صالح و محمد و ستاره . حمید را نهایتا دلتنگی کبوترها به درون حلقه محاصره دشمن می کشاند ، همه فکر و ذکرش این است که آن زبان بسته ها را یکی یکی پر بدهد ، یا آنها را همراه با خودش بیاورد به بیرون شهر ، همین ! هر تصویر و پژواک دیگری غیر از آن ، در ذهنش ، با دود سیگاری که بر لب دارد محو می شود .

رمان ” کبوتر و قلب سنگی ” با شخصیت اصلی اش حمید و ترسیم مجموعه ای از آداب و رفتارهای بومی تازه دامادی جنوبی در یک قدمی جنگ متولد شده است ، دست آخر حمید در چنگال نیروهای عراقی اسیر می شود و الخ …

تلاش در متفاوت بودن

آنچه ” کبوتر و قلب سنگی ” را از برخی داستانها و رمانهای دیگر که با موضوع جنگ به تالیف درآمده اند ، متمایز می کند پرهیز از پیشداوری از سوی نویسنده و حتی خواننده است . داستان بیشتر از آن که نثر ادیبانه و داستانی داشته باشد و بخواهد با الفاظ پاکیزه و گزینش شده با خواننده ارتباط برقرار کند به گزارشگری لحظه به لحظه می پردازد ، گویا نویسنده با نخی نامریی حوادث ریز و درشت داستان را چنان به یکدیگر گره زده که خواننده را به ادامه و پیگیری ماجرا شایق می سازد ، اما این فقط یکی از تمهیداتی است که درحادثه پردازی یا بازنویسی حکایاتی از این دست به کار نویسنده می آید .

حمید شخصیت محوری داستان اصولا با قصد دفاع به شهرش باز نمی گردد، هرچند کلیت داستان قصد القای چنین قطعیتی را به مخاطب خود ندارد و به نظر می آید نویسنده خواسته است در این زمینه قضاوت نهایی را به خواننده اثر بسپارد ، اما نه خواننده داستانهای معمولی یا بیننده فیلمهایی که ازاولین سکانس هدف یا آرمانی کلی را برجسته می کنند ، طبیعی است اگر در این داستان بلند نیز در لحظاتی که – قدری نیز کشدار شده – ابراز مخالفت صد در صدی خانواده و نزدیکان جوان خرمشهری با بازگشت او به شهر، با آگاهی از وضعیت جدید – علنی می گردد و اوج این مخالفت در چهره مکدر و کلمات گلایه آمیز فروغ تازه عروس مشهود است، شخصیت اول داستان سخن از آرمان انسانی و اعتقادی برآورد و حتی مخالفان خود را از عزیمت به جایی دیگر غیر از محل زندگی خود که حالا آماج گلوله های داغ دشمن شده منع کند ، اما او تعلق خاطر شدید به چند کبوتر را دستمایه می سازد تا جایی که از زنش فروغ می شنود : ” می دانستم – یا گفته بودم – که این کبوترها روزی برایمان دردسرساز می شوند … “.

بدون این که بخواهیم حرفی بزنیم که نویسنده با سیاه کردن ده ها صفحه کاغذ از ابراز صریح آن اجتناب کرده است ، اما در عین حال شاید بتوان گفت که بازهم آن آرمان انسانی و اعتقادی که مولفه های کلی دفاع از هویت ، خاک و اعتقاد را مستقیما در درون خود دارد ، برای رئیسی مطرح است ، و کبوتر اساسا به عنوان نماد در این اثر به خدمت گرفته شده است ، بر خلاف برخی دیگر از داستانها که آنقدر به حواشی می پردازند که اصل قضیه فراموش می شود ، یعنی در آغاز یا فرجام داستان ، شرایطی خاص از رزمنده بازگو می شود که در دیگربخش های داستان، نویسنده مجبور است محتاطانه حرکت کند ، هر چیزی یا حادثه ای را درباره او یا هر مطلبی را به نقل از او ننویسد ، و همین مسئله وجه داستانی و مستند را از اثر سلب می کند ، به نظر می آید ” کبوتر و قلب سنگی ” حداقل نمی خواهد این گونه باشد .

نکته دیگر اینکه شخصیت محوری کتاب ، اصولا رزمنده نیست و درگیر و دار اسارت ، موقعیت هایی برایش به وجود می آید که تازه او را در جریان جنگ قرار می دهد ، با ادامه داستان و شرح مرارت های پی در پی ، خواننده احساس می کند که اگر حمید به عاقبت کار اندیشیده بود شاید اصلا فکر برگشتن به شهر را هم نمی کرد ! درجایی از داستان نیز ازحمید خواسته می شود درباره سر و ته کردن خود توضیح بدهد اما همان حرف ها تکرار می شود و مطلب خاصی گفته نمی شود . علی رغم آنکه جوانان هم سن و سال خود را – اسلحه به دست – در اطراف و سطح شهر می بیند ، اما انگار هنوز عمق حادثه را درک نکرده ، و کبوترهایش را بهانه ای قرار داده برای رویارویی نزدیک با یک حادثه ؛ بدون آنکه خواسته باشد با مهاجمین بجنگد ، این را بارها صراحتا به ” هشام ” از فرماندهان نیروهای عراقی و دیگران اعلام می کند .

” رمان ” در پی بیان این واقعیت است که جنگ نیز صحنه ای بلاتفکیک از دیگر صحنه های زندگی است ، کنار آمدن انسان با شرایط گوناگون زندگی ، حتی دشوارترین و غم انگیزترین شرایط – نکته بدیهی اثر است . جمعی با عقاید ، دیدگاه ها و علایق متفاوت که ناخواسته گردهم آمده اند و ناگزیرند به تحمل یکدیگر ، هرچقدر سخت گیری طرف یا طرفین مقابل (عراقی ها) بیشتر می شود ، اهتمام اسرا در درک بیشتر اوضاع و تحمل یکدیگر محسوس تر است ، هرچند این تفاهم و تحمل ، به طور کامل از گزندها و آسیب ها در امان نیست ، حتی زمانی که به واسطه حمله جنگنده ای ، شرایط متحول شده و معادله تغییر می کند ، یعنی جمع اسیر بر نیروهای دشمن مسلط می شوند … ، در جایی که یکی کمر همت می بندد به بستن زخم نیروی مهاجم و تعدیل جراحت ایجاد شده در او ، داد مخالفت دیگری چنان به گوش می رسد که خواننده خود را وسط معرکه می یابد .

با ادامه داستان و ورود به صحنه ها و اتفاقات جدید ، قلم نویسنده تا اندازه ای از صراحت بیان و توصیف مستقیم فاصله می گیرد ، هرچند باز هم اثری از آثار و تبعات خشونت بار جنگ ، خون ، جراحت ، تقابل های پیش بینی نشده و تند مزاجی خودی ها وغیرخودی ها هست . داستان آرام آرام به سمتی می رود که در کنارجنگ با دشمن ، بگو مگوهای داخلی جمع برای خواننده برجسته ترمی شود و علی الظاهر ، باز هم نویسنده قصد قضاوت ندارد ، و این همان ” نقد سیاست ” است در داستان و ادبیات . موضوعی که شاید بسیاری آن را قبول نداشته باشند یا بنا به دلایلی به این نظریه دامن بزنند که ” اصولا پرداختن به سیاست در حوزه وظایف یا اختیارات نویسنده و شاعر و هنرمند نیست … ” .

عده ای با عقاید و علایق مختلف در شرایطی غیر عادی – علی رغم تعلق نسلی مشترک به یک منطقه زیست محیطی و بومی – ناخواسته با یکدیگر همراه می شوند و پس از مدتی کوتاه ، جمع آنان از یکدیگر پراکنده می شود ؛ داستان به یکباره ارتباط خود را با آنها قطع نمی کند ، چرا که طبیعتا باید از ” حمید ” شخصیت اصلی بگوید و خواننده را از وضعیت تازه وی مطلع سازد ، اما قبل از این فروپاشی توافقی ، در جایی عواطف فردی با خوی نظامی وارد تقابل جدی می شود و نهایتا از نگاه نویسنده ، خوی نظامی بر عواطف فردی پیروز می گردد ، تا جایی که ” هشام ” در حالی که به شدت مجروح شده و امید چندانی به ادامه زندگی اش نیست ، بالاجباربا یکی از افراد جمع که خواستار برخورد شدید با هشام است ، همراه می شود و …

” کبوتر و قلب سنگی ” از سوی نشر روشنگران با مقدمه ای کوتاه از ناشر به بازار فرهنگ مکتوب راه یافته است .

ادامــه مـطـلـب
برچسب :

جلال مقامی : ناواردها دوبله را کنار خواهند گذاشت

  • تعداد بازديد:
  • دسته: اخبار و گزارش
  • تاريخ: ۲۹ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش

جلال مقامی:

ناواردها «دوبله» را کنار خواهند گذاشت

«جایگاه دوبله تغییر کرده است».

جلال مقامی در گفت و گو با «آنا» ضمن بیان این مطلب افزود : به تازگی با گویندگانی چون ناصر طهماسب و سعید مظفری، مدیریت دوبلاژ یک فیلم ژاپنی را به نام «کینگ کونگ» برای شبکه دو به پایان بردم.

مقامی در مورد جایگاه دوبله در آینده گفت: دوبله جای خودش را باز می کند، و آنهایی را که درخشان نیستند، پس می زند. کسی که این کار را بلد باشد و صدایش مناسب باشد دوبله او را به سمت خود می کشد و آنهایی هم که به درد نمی خورند، خود دوبله آنها را کنار می گذارد نه اینکه کسی آنها را کنار بگذارد، به عبارت دیگر، خود حرفه دوبله آنها را پس می زند.

وی افزود: علی رغم همه فرازونشیب ها، امروز جوان های خیلی مستعدی با صدای خوش فعال هستند که که کار می کنند اما چون نقش های آنچنانی نمی گیرند، کارشان به چشم نمی آید.

وی متذکر شد: ما یکی دو سال دیگر کنار می رویم و آنها جلو می آیند و مشخص می شود که کیفیت کارشان چگونه است.

«مقامی» یادآور شد: مطمئن باشید که دوبله افت آنچنانی نخواهد کرد و البته این بستگی به فیلم ها هم دارد. فیلم هم باید خوب باشد تا گوینده بتواند خودش را نشان بدهد.

وی گفت: اگر دوبله از لحاظ سطح کیفی نسبت به گذشته خیلی تنزل پیدا کرده؛ علتش این بود که در گذشته فیلم های ما (به خصوص فیلم های عظیم خارجی) در سینماها نشان داده می شد و خب، توجه بیشتری ایجاد می کرد. این در حالی است که الان دوبله فقط به فیلم و سی دی ها معطوف است. فیلم را می گیرند و به منزل می آورند. خانه شلوغ و هر کسی در آن به کاری مشغول است، در این حال فیلم را می گذارند و نگاه می کنند. آیا در این شرایط می شود از کیفیت دوبله و محبوبیتش نزد مردم سخن گفت؟ جایگاه دوبله تغییر کرده است ولی کیفیت دوبله آسیبی ندیده. اگر هم آسیب دیده، زیاد نبوده است.

«مقامی» یادآور شد: تا آن موقع که قبل از انقلاب ما فیلم ها را دوبله می کردیم، به این دلخوش بودیم که فیلم به اکران سینما می رسد. واقعا در بسیاری از اکران ها، سالن سینما قیامت می شد، چون مردم سرگرمی دیگری نداشتند و می رفتند سینما و در اکران سینما اسکوپ سینما، فیلم ها را می دیدند… آن دوره سینما و دوبله اهمیت خاصی داشت و فیلم ها هم فیلم های بزرگ آمریکایی بود و طبیعتاً جلوه بیشتری داشت. این در حالی است که امروز نوار ویدئویی به فیلم دوبله بدل می شود و به این دلیل است که دوبله زیاد خودش را نشان نمی دهد.

لینک :

 صداهای ماندگار سینما 

جلال مقامی : ناواردها دوبله را کنار خواهند گذاشت

ادامــه مـطـلـب

اسپیلبرگ فیلم کلاسیک هاروی را بازسازی می‌کند

  • تعداد بازديد:
  • دسته: اخبار و گزارش
  • تاريخ: ۲۹ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش

اسپیلبرگ فیلم کلاسیک “هاروی” را بازسازی می‌کند

هارویاستیون اسپیلبرگ فیلم سینمایی “هاروی” را برای دو استودیو فوکس و دریم‌ورکس کارگردانی می‌کند که بازسازی فیلمی کلاسیک به همین نام با بازی جیمز استوارت است.
به گزارش خبرنگار مهر، اسکرین دیلی اعلام کرد مراحل انتخاب بازیگران و پیش‌تولید پروژه “هاروی” به تازگی آغاز شده و احتمال می‌رود فیلم فیلمبرداری از اوایل سال آینده میلادی آغاز شود. هنوز زمان دقیق اکران مشخص نشده، اما گفته می‌شود فوکس و دریم‌ورکس روی نمایش عمومی آن در اواخر سال ۲۰۱۰ حساب باز کرده‌اند.

ادامــه مـطـلـب

سیاسی‌ترین فیلم‌های دهه‌ی اخیر سینما

  • تعداد بازديد:
  • دسته: اخبار و گزارش
  • تاريخ: ۲۹ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش

سیاسی‌ترین فیلم‌های دهه‌ی اخیر سینما
مایکل مور

سیاسی‌ترین فیلم‌های دهه‌ی اخیر سینمای جهان انتخاب و معرفی شدند و در صدر این فهرست فیلم «وی به نشانه‌ انتقام» به کارگردانی (جیمز مک‌یتگ) خالق آثاری چون «ماتریکس و شهر تاریک» قرار گرفت.

ادامــه مـطـلـب

سینمای آفریقا در نصف جهان

  • تعداد بازديد:
  • دسته: اخبار و گزارش
  • تاريخ: ۲۹ خرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش

هفته‌ی فیلم آفریقای جنوبی از ۲۰ آذر به اصفهان می‌رود

محمد اطبایی خبر داد:‌ هفته‌ی فیلم آفریقای جنوبی از ۲۱ تا ۲۳ آذر ماه در اصفهان بر پا می‌شود، در جشنواره‌ی فیلم فجر نیز بخش ویژه‌ای به این فیلم‌ها اختصاص داده می‌شود.

به گزارش ایسنا، مدیر اجرایی هفته فیلم آفریقای جنوبی در نشستی خبری با اعلام این مطلب توضیح داد: سینمای آفریقایی جنوبی از زمان انتخابات آزاد آن کشور شکل گرفته و تا قبل از آن سینمایی در این کشور وجود نداشت، اما بعد از سال ۱۹۹۴، صنعت سینما به‌سرعت رشد خوبی در این کشور پیدا کرد.

وی در ادامه درباره گزینش‌های فیلمهایی که در این سه‌روز نمایش داده می‌شوند، گفت: از میان فیلم‌هایی که تابستان امسال دریافت کردیم، با توجه به اولویت کیفیت آثار، از میان موفق‌ترین فیلم‌های آفریقای جنوبی، آثاری انتخاب شده که در عین جدید بودنشان و تنوع آنها نیز مورد توجه قرار گرفته است.

در ادامه این نشست، مدیر جشنواره‌ی نوربرن با اشاره به هدف تعامل میان سینمای ایران و آفریقای جنوبی گفت: یکی از اهداف اصلی ما از برگزاری چنین برنامه‌ای، ایجاد رابطه میان جامعه سینمایی ایران و آفریقا است، به خصوص که ما طی این چند ساله فیلم‌های زیادی را از جلیلی، پناهی، رسول‌اف و …در آفریقا نمایش داده‌ایم و قصد داریم که مردمان کشورمان نسبت به فرهنگ یکدیگر شناخت پیدا کنند.

یکی دیگر ازاعضای این گروه از فیلم‌سازان و تهیه‌کنندگان آفریقایی نیز در ادامه درباره‌ی محصولات مشترک میان ایران و آفریقا، عنوان کرد: هیچ قرارداد رسمی میان ایران و آفریقای جنوبی وجود ندارد و این اولین سفر ما در این راستا است، و در حال حاضر نیز در حال مذاکره با یکی از شرکت‌های تولیدکننده ایرانی هستیم.

درل جیمز رودت، کارگردان فیلم “یستردی” نیز در ادامه درباره محتوای فیلم‌های آفریقای جنوبی، توضیح داد: فیلم‌سازان، برخلاف سیاست‌مدارن، آنچه را که در اطراف خود می‌بینند، در فیلم‌هایشان می‌آورند و آفریقای جنوبی نیز به‌واسطه مرحله‌ی گذاری که از آپارتاید تا امروز طی کرده است، سعی دارد تا مسائل و دغدغه‌های سیاسی وا جتماعی جامعه را نمایان کند.

وی افزود: آنچه که امروز در سینمای ما حایز اهمیت است، آزادی فیلم‌سازان برای ابراز هر گونه نظر و عقیده‌ای است که دارند؛ امیدواریم که در آینده نزدیک شرایط کشورمان به‌گونه‌ای باشد که تنها درباره ایدز و نژادپستی فیلم نسازیم.

فرانسوا ورسته، کارگردان و مستندساز سینمای آفریقا نیز در ادامه این نشست، درباره پرداختن به موضوع نژادپرستی در سینمای آفریقای جنوبی، اظهار کرد: آنچه امروز در فیلم‌های ما با این موضوع ارایه می‌شود، بیشتر به تصمیم ثروت و طبقه اجتماعی است، که فیلم‌هایی با مضامین سیاسی را مورد توجه قرار می‌دهد.

یان گابریل، کارگردان فیلم «بخشش» نیز گفت: همه ما فیلم‌ساز هستیم نه سیاست‌مدار و فقط یک لحظه در زمان را در نظر می‌گیریم و هدف‌مان انعکاس مسائل روز مردم در قاب تصویر است.

در ادامه این مراسم یکی دیگر از فیلمسازان سینمای آفریقای جنوبی نیز درباره تولیدات جدید و مستند این کشور اعلام کرد: طی مذاکره با سعادت ایران در آفریقای جنوبی، در حال ساخت یک برنامه اسلامی برای تلویزیون آفریقای جنوبی هستیم تا آن را در سایر کشورهای اسلامی نیز نمایش دهیم.

فرانسو ورسته نیز، اضافه کرد: در این مجموعه ما می‌خواهیم به نگاه دنیای غرب نسبت به خاورمیانه و جهان اسلام بپردازیم و قصد داریم نشان دهیم که چقدر تصویر جهان عرب نسبت به اشتباه و متفاوت است.

یکی دیگر از تهیه‌کنندگان آفریقای حاضر در جلسه درباره‌ی وضعیت فیلمسازی و سرمایه‌گذاری‌های موجود در سینمای آفریقای جنوبی گفت: از سال ۱۹۴۴ به بعد در حدود ۳۰ تا ۳۵ فیلم داستانی در این کشور ساخته شده که برای ساخت آنها بنیاد فرهنگی آفریقا، وزارت بازرگانی و صنعت ووزارت اقتصاد دارایی از فیلم‌های ما حمایت مالی کرده‌اند.

وی تصریح کرد: جامعه تلویزیونی آفریقای جنوبی نیز خیلی فعال است و در راستای آن سه شرکت بزرگ فعالیت دارند که سرمایه‌گذاری‌های سنگینی را در ساخت این فیلم‌ها انجام می‌دهند.

وی هم همچنین درباره شبکه‌ی توزیع فیلم در آفریقای جنوبی گفت: یکی از شبکه‌های توزیع در سینمای آفریقای جنوبی از تولید فیلم‌های داستانی حمایت می‌کند که متاسفانه نتوانسته فروش خوبی داشته باشد و دیگری شبکه توزیع فیلم‌های طنز است که به لحاظ مالی در آفریقا خیلی موفق هستند، ولی در خارج از این کشور خیلی طرفدار ندارد.

وی سپس به وضعیت سینما در این کشور اشاره کرد و گفت: متاسفانه در کشور ما تعداد سینماها خیلی کم است و سالانه حدود ۳۰ الی ۳۵ میلیون بلیط فروخته می‌شود، که قطعا باید به توسعه آن اندیشید.

مدیر فستیوال نوروبان نیز در ادامه این گفته‌ها درباره قیاس سینمای ایران و آفریقای جنوبی گفت: این مقایسه خیلی سخت است، زیرا تعداد تولیدهای ما برابر نیست ولی قطعا سینمای ایران برای ما یک نمونه بسیار خوب و متمایز تلقی می‌شود. در حالی‌که در آفریقا ما هنوز سعی داریم بفهمیم که سینمای آن در چه جایگاهی قرار دارد.

منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران ( ایسنا)

سینمای آفریقا در نصف جهان

ادامــه مـطـلـب